پارت شصت و دوم :

کلامش در باز کردن گره ابروان پرهام توانا بود که عصبانیت از چهره‌اش گریخت و به جایش لب‌هایش به دو طرف کش آمدند.راضی از حرفی که کیمیا زده بود، یک دستش را پشت صندلی کیمیا گذاشت و قدری سمت او خم شد.
-کم‌کم داری پیشرفت میکنی.
کیمیا به تبعیت از او خودش را روی صندلی سمت پرهام کشید و از کمترین فاصله، طوری که هرم نفس‌هایش روی صورت او می‌نشست، دست جلو برد و همزمان با مرتب کردن یقه‌ی پیراهن

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰ ساعت پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت کیان در رمان یادگار اولین مرگ کیان
تصویر شخصیت آذر - کیمیا در رمان یادگار اولین مرگ آذر - کیمیا
تصویر شخصیت عاطفه - النا در رمان یادگار اولین مرگ عاطفه - النا
تصویر شخصیت مژگان - نوشین در رمان یادگار اولین مرگ مژگان - نوشین
تصویر شخصیت عارف - پرهام در رمان یادگار اولین مرگ عارف - پرهام
تصویر شخصیت هاتف - پدرام در رمان یادگار اولین مرگ هاتف - پدرام
آخرین نظرات ارسال شده
  • مرضیه

    1

    خسته نباشیدخوشگلا ممنون ❤️ی خواهش میشه این هاتفوکلن ازرمان حذفش کنین

    ۳۹ دقیقه پیش
  • مرضیه

    1

    متنفرم ازت هاتف مرتیکه هول عوضی

    ۴۱ دقیقه پیش
  • مارال

    0

    یه چی بگم😉 میشه از عارف صدسال پیش بگین بعد اون اتفاق برای آذرچه اتفاقی براش افتاد

    ۱ ساعت پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    قطعا بهش اشاره خواهد شد

    ۵۰ دقیقه پیش
  • ریحانه

    0

    عارف بعد از اون ماجرای آتش سوزی چی شد؟

    ۶۰ دقیقه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    جلوتر میخونیم

    ۵۰ دقیقه پیش
  • اَسماء

    0

    ای جان چه آقای باشخصیت و دوست داشتنیه این پرهام اوهو آذر بانو رو ببین

    ۵ ساعت پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    بله🥰

    ۲ ساعت پیش
  • Z.k

    2

    پسر باشخصیت و آقا یعنی پرهام دیدی چقدر جنتلمن گونه رفتار کرد واز حد خودش پاش و فراتر نگذاشت وهواداران کیمیا بود🫠🫠

    ۶ ساعت پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    وسلام👌🏻

    ۲ ساعت پیش
  • مریم

    0

    ممنونم بابت پارت عالی بود خسته نباشید ❤️❤️💋💋🥰🥰

    ۵ ساعت پیش
  • نگار

    0

    حدیث معصومه خودتون میدونید عاشقتونم خیلی دوستون دارم و خودتونم خوب میدونید همیشه پارت هایی که میزارید بیسته برا همین من فقط میتونم بگم مرسی ازتون و خسته نباشید گلای من🥰💖💙💙

    ۶ ساعت پیش
  • نگار

    0

    واقعا پدرام همون آدمه سابقه هیچیش عوض نشده یه عوضی به تمام معنا ببین حتی همون هنر بازیگری رو هم داره،😒💙💙

    ۶ ساعت پیش
  • نگار

    0

    وایی من بعد از هر آذرم گفتن پرهام انقدر ذوق میکنم که نگو خیلی باحاله کاشکی یه نفر به کنه بدبخت می گفت نگارم🤣نه خدایی دور از شوخی خیلی این آذرم گفتنای پرهام به دل میشه🥰💙💙

    ۶ ساعت پیش
  • نگار

    0

    واقعا واکنش من بعد اینکه پرهام برا حرف اول کیمیا (همون پدرام پیش مرگت بشه) نیشش باز شد(اینه😍🤩)قربونش برم که واقعا آدم باغیرتیه و بخاطر راحتی آذر هم که شده پیشش نموند واقعا پرهام یه آدم کامله🥰💙💙

    ۶ ساعت پیش
  • نگار

    0

    هه برا پدرام یا هاتف بیش از حد متاسفم، واقعا عشق رو به حس پرهام میگن دور از شوخی دارم راست میگم عشق موندگاره نه یه هوس که بعضی آدمای عوضی میان بخاطرش اسم عشق رو به لجن میکشن،عشق خیلی قشنگیه واقعا خیلی خوبه که یه نفر عاشق همه ما و ماهم واقعا عاشق یه نفر بشیم چون عشق آدمو عاقل و بزرگ می کنه🥰💙💙

    ۶ ساعت پیش
  • نگار

    0

    خخ و خب منم عاقل نیستم و همچین دوست ندارم بزرگ بشم🤣😂💙💙

    ۶ ساعت پیش
  • سرو

    0

    الهی چه بامعرفت چه باغیرت هرچی این پدرام بیشعورو نفهمه پرهام باشخصیت و عاقله بچه ام

    ۸ ساعت پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    پرهام یه لول دیگه‌ست کلا

    ۸ ساعت پیش
  • تی دا

    2

    بگو اخه مرد چی کم داری که خیانت میکنی؟ حالا صبر کن ببین که کیمیا خانم چه اشی برات پخته

    ۹ ساعت پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    به کمبود نیست که عزیزم:)

    ۸ ساعت پیش
  • Fatemeh

    1

    جونم پرهام ایول به مرامت درد بلات تو سر پدرام ذلیل شده الهی آمین 😌🤧

    ۹ ساعت پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    آمینننن

    ۸ ساعت پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️